مقایسه روابط عمومی و تبلیغات
نويسنده:
علي سعادت پناه
بحث مرزهای روابط عمومی و تبليغات، شباهتها و تضادهای آنها و سوالاتی مانند: آيا
روابط عمومی همان تبليغات است؟ آيا تبليغات بخشی از روابط عمومی است؟ و آيا روابط
عمومی وتبليغات از يکديگر مجزا بوده و از دو مقوله اند؟ سالهاست که به طور اعم بين
عامه مردم وبه طور اخص در مجامع روابط عمومی ودفاتر تبلیغات ومحافل دانشگاهی وبعضا
در رسانه های جمعی وبین مدیران ومسئولین موسسات مطرح است. به ویژه دانش پژوهان
جامعه شناسی، علوم اجتماعی وانسانی و علوم ارتباطات اجتماعی کنجکاوانه ومشتاقانه
در جستجوی یافتن پاسخهای مستدل وروشنی در این زمینه ها هستند اما حقیقت این است که
تا کنون عمدتا راه به جای نبرده است.
و کماکان ابهامات و تردیدها پابرجا و برقرارند زیرا صاحب نظران مرتبط با این
موضوع اعم از خارجی وداخلی در آثار خود یا بدین مهم اشاره ای نداشتند ویا نظرات
متفاوتی در این مورد ابراز داشته اند که در ذیل به بعضی از انها اشاره می شود:
1- برخی از مفسران تفاوتی بین روابط عمومی و تبلیغات از لحاظ هدف و عملکرد نمی
بینند وعقیده دارند که دراین رابطه اهداف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی ومذهبی، ابزارهای
ارتباطات را توجیه می کند. تبلیغات می تواند یک اسلحه در اسلحه خانه روابط عمومی
باشد یا روابط عمومی را می توان به عنوان یک ابزار تبلیغات به کار گرفت.
نويسنده:
علي سعادت پناه
انسانها با حركت در مسير تكامل و رشد عقلاني خود، بهتدريج برضرورت برنامهريزي
در زندگي واقف شدند و آن را به منزله ابزاري در خدمت مديريت و رهبري نظامهاي
اجتماعي، مورد توجه قرار دادند. سازمانها و موسسههاي اداري امروز، به حديپيچيده
شدهاند كه بدون اقدام به برنامهريزيهاي دقيق، امكان ادامه حيات ندارند. برنامهريزي
مستلزم آگاهي از فرصتها و تهديدهاي آتي و پيشبيني شيوة مواجهه با آنهاست برنامه
ريزي از وظايف بسيار مهم مديران است و با ساير وظايف آنها نيز ارتباط دارد.
اگر نگرش مبتني بر برنامهريزي به سراسر زندگي افراد تسري يابد، نوعي تعهد به
عمل بر مبناي تعقل و تفكر آيندهنگر و عزم راسخ بر استمرار آن، برايشان ايجاد ميشود.
بعلاوه تحقق اهداف فردي و سازماني نيز مستلزم برنامهريزي است.
به طوري كه حتي براي نيل به اهدافي بسيار جزئي و زودگذر نيز بايد برنامهريزي
شود.
نويسنده:
علي سعادت پناه
نسبت انکار ناپذیری
میان خدمت رسانی و سرمایه اجتماعی وجود دارد بگونه ای که فقدان یکی موجب فقدان دیگری
خواهد شد. اگر دولت یا شرکتی خدمت مناسبی ارایه نکند سرمایه اجتماعی خود را از دست
خواهد داد. شمار رو به افزایشی از جامعه شناسان، دانشمندان علوم سیاسی، اقتصاددانان
و نظریه پردازان مطالعات سازمانی در تحقیقاتشان برای پاسخ دادن به دامنه وسیعی از
پرسش هایی كه در رشته مربوطه خودشان با آن روبرو شده اند به مفهوم سرمایه اجتماعی
استناد كرده اند. این مقاله سعی بر آن دارد تا این مفهوم را شفاف سازد تا به ارزیابی
سودمندی این مفهوم برای نظریه های مربوط به سازمان بپردازد. از این رو این مقاله،
پژوهش های نظری گوناگونی که در این مورد در رشته های مختلف به انجام رسیده است را
به گونه ای مختصر بررسی خواهد کرد.
نويسنده:
علي سعادت پناه
مفهوم کارآفرینی
کارآفرینی مفهومی است
که تاکنون از دیدگاههای مختلف مورد بررسی قرار گرفته است و همه بر این باورند که
کارآفرینی (
Entrepreneurship
) موتور محرکهی توسعهی اقتصادی کشورهای
توسعه یافته و در حال توسعه است. سه دلیل مهم کشورها برای توجه به مقوله کارآفرینی،
تولید ثروت، توسعهی تکنولوژی و اشتغال مولد است. در حالی که در کشور ما به اشتباه
این مفهوم صرفا با اشتغالزایی مترادف شده و فقط برای حل مشکل اشتغال به سمت کار
آفرینی پیش میرویم. در اواخر دههی 70 در بسیاری از کشورهای پیشرفته به علت تغییر
در ارزشها و گرایشهای جامعه و البته تغییرات جمعیت شناختی، موجی از کسب و کارهای کوچک و افراد خوداشتغال به وجود آمد. به
علت تاثیرات عمیق این پدیده مطالعات زیادی از چهار دیدگاه اقتصاد، مدیریت، جامعهشناسی
و روانشناسی انجام شده است. باوجود قدمت بررسی کارآفرینی و تلاش محققین فراوان، مانند
سایر مفاهیم علوم انسانی ارائهی تعریفی قطعی و مشخص برای آن، کاری دشوار و حتی غیرممکن
است. توجه به سیر تکاملی این مفهوم، خود شامل نکات جالبی است. در سیر تکاملی مفهوم
کارآفرینی، عوامل زیادی مانند ریسکپذیری، نوآوری و ... به این مفهوم اضافه شده
است. در بخش حاضر، برای درک بهتر کارآفرینی، سیر تاریخی تعریف کارآفرینی و تغییر
نگرش به آن از ابتدا تاکنون مورد بررسی قرار میگیرد.
نويسنده:
علي سعادت پناه
زمان زیادی نیست که
کلمات کارآفرین و کارآفرینی در رسانههای مختلف تکرار میشود و هر کس به سلیقهی
خود از این واژهی جدید برای اشاره به مدیران، افراد موفق، سرمایهداران، سرمایهگذاران،
صادرکنندگان، دلالها و تاجران استفاده میکند. هر چند هر کدام از این افراد ممکن
است کارآفرین باشند ولی هیچ کدام مصداق کاملی برای این مفهوم نیستند. به راستی
کارآفرین کیست؟ آیا کارآفرینان ویژگیهای متمایزی از دیگر بازیگران صحنهی اقتصاد
دارند؟ نگاهی به مسیر حرکت فعالیتهای کارآفرینان، مبدا و منشا حرکت و انرژی که در
طول مسیر آنان را تغذیه مینماید در تصویری اجمالی از شخصیت کارآفرین ارائه شده
است. چه چیز باعث میشود که نشاط حرکت به لختی و سکون غلبه کند؟ آرزوی آن چیزی که
امروز نیست ولی فردا میتواند باشد، اولین چیزی است که جمود کارآفرین را در هم میشکند.
یعنی کارآفرین آرزومند است. آنچه جهت و مسیر کارآفرین را برای رسیدن به آرزوهایش
تعیین میکند از درون او برمیخیزد.عزم او برای حرکت یا توقف و اقدام یا عدم
اقدام، چیزی نیست که مولود شرایط، محیط یا اطرافیان باشد.
همت مضاعف در روابط عمومی و برنامه ریزی
همت مضاعف و همه چیز برای همه کس
سرمایه اجتماعی:
خوب، بد، زشت
سیر تاریخی مفهوم کارآفرینی
کارآفرین کیست؟

